الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
380
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )
تفسير : هر يك از خورشيد و ماه آيتى هستند آيات مورد بحث بخش ديگرى از نشانههاى عظمت خدا را در جهان هستى بيان مىكند ، و حلقه اى ديگر از حلقههاى توحيد را به دنبال بحثى كه در آيات قبل در مورد معاد و احياى زمينهاى مرده و پرورش گياهان و درختان آمده ، بيان مىدارد . نخست مىفرمايد : « شب براى آنها آيه و نشانه اى است از عظمت خدا » ( * ( وَآيَةٌ لَهُمُ اللَّيْلُ ) * ) . در حالى كه نور آفتاب همه جا را فرا گرفته و سپاه ظلمت به عقب رانده شده « ما نور آفتاب و روز را از آن برمىداريم ، ناگهان تاريكى همه آنها را فرا مىگيرد » ( * ( نَسْلَخُ مِنْه النَّهارَ فَإِذا هُمْ مُظْلِمُونَ ) * ) . تعبير « نسلخ » از ماده سلخ ( بر وزن بلخ ) كه در اصل به معنى كندن پوست حيوان است تعبير لطيفى است ، گويى روشنايى روز همچون لباس سفيدى است كه بر تن شب پوشانيده شده ، به هنگام غروب آفتاب اين لباس را از تن او همچون پوستى مىكنند ، تا باطن و درون او آشكار گردد . دقت در اين تعبير اين نكته را بازگو مىكند كه طبيعت اصلى كره زمين تاريكى است ، نور و روشنايى صفتى است عارضى كه از منبع ديگرى به او داده مىشود ، همچون لباس كه بر تن كسى بپوشانند كه هر گاه آن لباس را بيرون آورد رنگ طبيعى تن آشكار مىشود ! ( 1 ) .
--> ( 1 ) « راغب » در « مفردات » مىگويد : « سلخ » به معنى كندن پوست حيوان است ، و به كندن « زره » از تن ، و پايان يافتن ماه نيز اطلاق شده است . ولى بعضى از مفسران مىگويند اين در صورتى است كه سلخ با « عن » متعدى شود و اگر با « من » متعدى گردد به معنى خارج ساختن است ، ولى دليل روشنى براى اين تفاوت در كتب لغت نيافتيم هر چند در « لسان العرب » آمده است انسلخ النهار من الليل خرج منه خروجا ولى ظاهر اين است كه اين از همان معنى اول گرفته شده .